پیامبر: «خدا! خدا! خدا! اکنون بر روی پشتبام بودم و مشغول ذکر تو گفتن خیره در ماه! ناگهان آرام آرام ماه سیاه شد و آسمان تاریک و پر از ستاره! و اینگونه بود که حتی خود نیز به خود ایمان آوردم.» خدا: «بیگی بخواب بابا نصفه شبی داد و بیداد میکنی بیدارم کردی! خسوف شده تو هم متوهمیا!»
