یک ایست

کذبِ هفتاد و سوم

در محاورات پیامبر کذاب و خدای دروغین در آوریل 24, 2010 در 8:31 ب.ظ.
پیامبر: «خدا! خدا! خدا! اکنون بر روی پشت‌بام بودم و مشغول ذکر تو گفتن خیره در ماه! ناگهان آرام آرام ماه سیاه شد و آسمان تاریک و پر از ستاره! و اینگونه بود که حتی خود نیز به خود ایمان آوردم.» خدا: «بی‌گی بخواب بابا نصفه شبی داد و بی‌داد می‌کنی بیدارم کردی! خسوف شده تو هم متوهمیا!»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.